تبليغاتX
<> کاروان بهشتیان زمین

کاروان بهشتیان زمین

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه والنصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

منوی اصلی

آرشیو موضوعی

آرشیو مطالب

لینکستان

ساعت

امکانات


جنگی تمام عیار و تن به تن
جنگی تمام عیار

چیستی ناتوی فرهنگی و اهداف دشمنان

باندهای بین‌المللی زر و زور که برای تسلط بر منافع ملت‌ها، سازمان نظامی ناتو را تشکیل داده بودند اکنون برای نابودی هویت ملی جوامع بشری و تحقق بیشتر اهدافشان در پی تشکیل ناتوی فرهنگی هستند تا با استفاده از امکانات زنجیره‌‌ای متنوع و بسیار گسترده رسانه‌ای سررشته تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها و ملت‌ها را به دست بگیرند که باید هوشیارانه،‌ این مسأله را زیر نظر داشت.»

جملات فوق بخشی از  سخنان مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان و دانشگاهیان است.

یک سوال مهم
به‌راستی چرا مقام معظم رهبری در این برهه زمانی چنین مسأله‌ای را مطرح کردند؟ این بحث وقتی جالب‌تر می‌شود که بدانیم ایشان سال‌های سال پس از طرح مباحثی چون تهاجم فرهنگی» و شبیخون فرهنگی» این‌بار با به کار بردن اصطلاح ناتوی فرهنگی در ادبیات سیاسی و فرهنگی کشور، اذهان را متوجه این مسأله کردند.

ادامه مطلب را حتما مطالعه کنید...


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: شنبه دوم آبان 1388 ׀ موضوع: موضوعات اجتماعی ׀ لینک به این مطلب ׀

اثرات وجود امام عصر در زمان غیبت(قسمت دوم)
4. منافع وجودی امام غایب

فواید امام غایب(ع) فقط منحصر به امور ظاهری و منافعی که مربوط به ترقی و ترویج آیین اسلام در دوران ظهور می‌باشد، نیست؛ بلکه فواید باطنی کثیری نیز بر امام غایب مترتب است که به مراتب، عظیم‏تر از فواید ظاهری است و در احادیث متعددی که پیرامون فلسفه و فایده وجود امام(ع) در عصر غیبت به ما رسیده، موارد گوناگونی عنوان گردیده است، که اکثر این منافع، عمومی است یعنی مسلمان و کافر، شیعه و سنی در آن سهیم هستند. چنان‏که منافع آفتاب نیز عام است ولی برخی از آنها اختصاص به شیعیان دارد. به هر حال بیان این منافع، جذبه معنوی خاصی دارد که خالی از لطف نیست.

امام(ع) مایه آرامش اهل زمین

وجود امام معصوم در میان جامعه بشری از جهات گوناگون موجب آرامش و امنیت برای ساکنان زمین است:
یک ـ امنیت فکری و روحی: امام و حجت خدا براساس اینکه مسؤلیت هدایت و ارشاد جامعه را برعهده دارد، از مرزهای اعتقادی و فکری جامعه اسلامی نگهبانی می‏کند تا مورد هجوم افکار غلط و اعتقادات منحرف دشمنان خدا واقع نشود...

ادامه مطلب را حتما مطالعه بفرمایید


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: چهارشنبه هشتم مهر 1388 ׀ موضوع: در انتظار ظهور مهدی زهرا(عج) ׀ لینک به این مطلب ׀

اثرات وجود امام عصر(عج) در زمان غیبت..(قسمت اول)

اثرات وجود امام عصر(عج) در زمان غیبت

از زمانی که امام عصر(ع) از دیده‏ها پنهان شده و در پس پرده غیبت زندگی خود را شروع کرده است، انبوهی از پرسش‌ها، پیرامون مسائل غیبت مطرح شده است که بسیاری از آنها از یک پیشینه دیرینه‏ای برخوردار است، به گونه‏ای که بسیاری از این سؤال‌‌ها در نوشته‏های نویسندگان کتاب‌های مربوط به امام زمان(ع)در قرن چهارم و پنجم اسلامی مطرح گردیده و علما پاسخ‌های مناسبی به آن داده‏اند.


از جمله پرسش‌های رایج درباره امام زمان(ع) این است که:
ـ به فرض قبول امامی که فرزند بلافصل امام عسکری(ع) است چه خاصیتی بر وجود ایشان مترتب است؟
ـ اگر امام، پیشوای مردم است باید ظاهر باشد. بر وجود امام ناپیدا چه فایده‏ای می‏توان یافت؟
ـ امامی که صدها سال است، غایب است، نه دین را ترویج می‏کند، نه مشکلات جامعه را حل می‏نماید، نه پاسخ مخالفان را می‏دهد، نه امر به معروف و نهی از منکر می‏کند، نه از مظلومی حمایت می‏کند و نه حدود و احکام الهی را جاری می‏سازد، بود و نبودش با هم چه تفاوتی دارند؟
ـ در دوران غیبت که آن جمال الهی از دیدگان ما ناپیداست نحوه استفاده ما از آن حضرت چگونه است؟
پیش از پاسخ‌گویی به این پرسش‌ها ذکر نکاتی چند دراین‌باره ضروری است:
1. ظاهراً این اشکالات از زبان کسانی مطرح می‏گردد که در واقع نه امام را شناخته‏اند و نه به معنای حقیقی امامت پی برده‏اند. و امام را مانند رهبری عادی که کارش مسئله‏گویی و حداکثر، اجرای حدود و احکام است می‏دانند، در حالی‌که مقام امامت و ولایت به مراتب از این مقامات ظاهری شامخ‏تر و والاتر است و باید دانست که مفهوم غایب بودن امام مهدی(ع) این نیست که وجودی نامرئی دارد و به یک وجود پنداری شبیه‏تر است، بلکه او نیز از یک زندگی طبیعی عینی خارجی برخوردار است و تنها استثنایی که در زندگی او وجود دارد، عمر طولانی اوست و الاّ آن وجود نازنین، در جامعه انسانی به‏طور ناشناس زندگی می‏کند.
2. باید گفت، اگر چه حضور شخصی امام غایب در بین مردم سبب می‏شود که مسلمانان از برکات بیشتر و در سطح وسیع‏تری بهره‏مند شوند، ولی این چنین نیست که اگر شخص امام غایب بود هیچ‏گونه فایده و ثمره‏ای برای امت اسلام و مردم نداشته باشد، بلکه مردم را تحت نفوذ شخصیتی خود می‏گیرد زیرا آثار امام که بقیةالله در زمین است، بر دو قسم می‏باشد:
1. آثار حضور؛
2. آثار ظهور؛

 و غیبت امام به معنای عدم ظهور اوست، نه عدم حضور1.
3. مسئله فوائد وجودی امام غایب از طرق ذیل قابل بررسی و محل بحث است:
1. از طریق محاسبات اجتماعی؛
2. از طریق قرآن و نهج‏البلاغه؛
3. از طریق روایات متعدد معصومین(ع).
تا هر فردی به فراخور فکر خود، یکی از این طرق یا هر سه را بپذیرد؛ به‏گونه‏ای که شخص غیر معتقد، به اصالت قرآن و نهج‏البلاغه، از طریق اول می‏تواند فایده وجود امام غایب را به خوبی درک کند.
اینک؛ بیان این راه‌ها و پاسخ به سؤال موردنظر به کمک آنها:
 1. وجود رهبر موجب بقای مکتب
محاسبات عقلی و اجتماعی ثابت می‏کند که اعتقاد به وجود چنین امامی، در طول مدت، اثر عمیقی در اجتماع شیعه داشته است که اکنون به آن اشاره می‏کنیم:
اصولاً هر جامعه‏ای برای خود تشکیلات و سازمانی دارد، و برای بقا و ادامه کار سازمان‌ها و به منظور تعقیب هدف، وجود رهبری لازم است. هرگاه این رهبر در دل اجتماع باشد، وجود و مداخله‏اش در رهبری و گردش تشکیلات و سازمان‌ها لازم و ضروری خواهد بود، ولی هرگاه که رهبر به عللی محبوس، یا تبعید و دور افتاده، یا مریض و بیمار باشد، وجود او برای پیگیری امور اجتماع و افراد، کافی خواهد بود؛ زیرا باز مردم به امید آن رهبر، دست به دست هم داده، کارها را ادامه می‏دهند. در طول تاریخ، در میان ملل زنده که قیام و نهضت‌هایی داشتند، برای این مطلب گواهی‌های فراوانی وجود دارد که نشان می‏دهد تا آن رهبر از حیات و زندگی برخوردار بوده، هر چند از نزدیک موفق به رهبری نمی‏شده، اما تشکیلات آن گروه، باقی و پایدار می‏مانده‌است؛ اما لحظه‏ای که حیات و زندگی او به پایان می‏رسید، تفرقه و دو دستگی، تشتّت قوا و پراکندگی و نابسامانی در میان جمعیت حکم‏فرما می‏گردید.
بهترین شاهد بر اینکه وجود رهبر ...

حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ׀ موضوع: در انتظار ظهور مهدی زهرا(عج) ׀ لینک به این مطلب ׀

سراب دنیا - قسمت دوم...( حجت الاسلام انجوی نژاد)...

باسمه تعالی
رسول خدا(ص) می فرمایند: ما خَلَقتُم لِلفناء وَ بَل خَلَقتُم لِلبَقاء. برای مُردن خلق نشدید. برخی دنیا را اینگونه سراب می پندارند که پایان دنیا، پایان زندگی است. می فرمایند برای بقا خلق شده اید. دنیا یک داری است که با مرگ شما از این سرا به سرایی دیگر می روید.
وقتی عزرائیل از نوح(ع) پرسید چقدر عمر کردی، گفت نزدیک 1000 سال. عزرائیل گفت سوالی دارم؛ در این 1000 سال چی به تو گذشت؟ نوح از سایه به آفتاب رفت و گفت: به مردمِ بعد از من بگو 1000 سال عمر ِ من مثل عبور از سایه به آفتاب گذشت.
مرحوم علّامه طباطبایی در کتاب العالم می فرمایند: در دنیای پزشکی می گویند یکی از نشانه های سالم بودن طفل در هنگام تولد، گریه است. علامه می گوید چون گریه احساسی است که علامت غم است، طفلی که می آید، چون به رَحِم مادر خو گرفته بوده و حالا از رَحِم مادر جدا شده و به دنیا پا گذاشته، ناراحت است و گریه می کند. ولی وقتی دنیا را می بیند می فهمد که چه عالم کوچکی د رَحِم داشته! انسان در زمان مرگ هم همین حالت را دارد. انقدر در دنیا غرق شده که می پندارد دنیا جای بسیار خوبی است و از جدا شدن از آن ناراحت است. برخی فکر می کنند دنیا امن تر از آخرت است. چون در دنیا تقاص کارهای بدشان را نمی بینند. می پندارند که خدای دنیا کریم تر از خدای آخرت است. در حالیکه رحمت رحمانیه ی خدا مال دنیاست و رحمت رحیمیه ی خدا متعلق به آخرت است و نسبت آنها 10 به 90 است. خداوند می فرماید 90 درصد رحمت من مال آخرت است.
سوره ی جاثیه / آیه ی 21: کسانی که فریب دنیا را خوردند، آیا فکر می کنند در لحظه ی رفتن حساب آن ها مانند کسانی است که فریب دنیا را نخوردند؟! هرگز چنین نیست!
خداوند لطفی به انسان ها کرده و ...


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 ׀ موضوع: سر نوشت انسان پس از مرگ ׀ لینک به این مطلب ׀

............سراب دنیا - قسمت اول ( حجت الاسلام انجوی نژاد)............

کلمه ی دنیا و سراب را باز می کنیم.
سراب حالتی است که در اثر شکست نور خورشید ایجاد می شود. جایی را می بینیم و فکر می کنیم که در آنجا آب وجود دارد، در حالی که وجود ندارد. خورشید تابستان بیشتر سراب ایجاد می کند تا خورشید زمستان.
مهمترین خصوصیت سراب اینست که یک چیز غیر واقعی را به ما نشان می دهد و ما رابه دنبال خود می کشاند. مشکل سراب این است که ما را به دنبال چیزهایی می کشاند که وجود ندارد. پس هم مسیر ما را منحرف می کند و هم وقت ما را به هدر می دهد.
خیلی از تبلیغاتی که می شنویم سراب است. مثلاً می گوید باید فلان چیز را بخوری چون مفید است.
آقا امیر المؤمنین (ع) در تعاریف شُبهه، یکی از آن ها را دنیا می داند. ( شبهه یعنی مشابه، شبیه )

سوره ی نور/ آیه ی 39: وَ الَّذینَ کَفَرُوُا اَعمالُهُم کَسَرابٍ بِقیعَةٍ یَحسَبُهُ الظّمانُ ماءً حَتّی اِذا جاءَه لَم یَجِدهُ شَیئاً وَ وَجَدَ اللهَ عِندَهُ فَوَفّهُ حِسابَه وَاللهُ سَریعُ الحِسابِ.    و آنانکه کافرند، اعمالشان در مثَل به سرابی مانَد. در بیابان هموار بی آب که شخص تشنه آنرا آب پندارد و به جانب آن شتابد، چون بدانجا رسد هیچ آب نیابد و آن کافر خدا را حاضر و ناظر اعمال خویش بیند که به حساب و کارش تمام و کامل برسد و کیفر کفرش بدهد. که والله سریع الحساب.

در این آیه یکی از انواع سراب را اعمال سراب گونه معرفی می کنند.
1- اعمال مادی/ یعنی کارهای مادی و معنوی که آنچه باید باشد. مثلاً انسانی به دنبال آرامش در خانه می گردد ولی سنگ و چوب که آرامش نمی دهد.
نوع دیگر این اعمال، خدا پنداشتن مادیات. یعنی برای مادیات و انسان ها قدرت خدایی در نظر می گیرد و در مقابل آن خم می شود. خدا می فرماید اینکه تو می بینی، مثل این است که به تصویر ماه که در برکه است، بخواهی دست پیدا کنی، ولی نیست و اصل بالاست.
2- اعمال معنوی/ که مثلاً فرد نماز می خواند و قد قامت الصلوة می گوید و لی پانتومیم است! روح ندارد. تنها حُسن این عبادت این است که قضا ندارد. ولی انسان را بالا نمی بَرَد.
این ها اعمال سراب است و موقع حساب ...

 ادامه مطلب را حتما بخوانید


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: دوشنبه چهارم خرداد 1388 ׀ موضوع: سر نوشت انسان پس از مرگ ׀ لینک به این مطلب ׀

تهاجم فرهنگی مشکلی که مورد توجه واقع نشد (قسمت دوم)

تفاوتهای تبادل فرهنگی با تهاجم فرهنگی در سخنان

 حکیمانه مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای

تهاجم فرهنگي با تبادل فرهنگي متفاوت است ، تبادل فرهنگي لازم است و هيچ ملتي از اينكه معارفي را در تمام زمينه ها از جمله فرهنگ و مسائلي كه عنوان فرهنگ آن اطلاق مي شود از ملتهاي ديگر بياموزد، بي نياز نيست . در تبادل فرهنگي هدف بارور كردن و كامل كردن فرهنگي ملي است . ولي در تهاجم فرهنگي هدف ريشه كن كردن و از بين بردن فرهنگ ملي است.

در تبادل فرهنگي ملت گيرنده فرهنگ، چيزهاي مطبوع ، دلنشين، خوب و مورد علاقه را ميگيرد. در تهاجم فرهنگي چيزهايي را كه به ملت مورد تهاجم مي دهند خوب نيست و بد است مثلا وقتي اروپايي ها تهاجم فرهنگي را به كشور ما شروع كردند، و روحيه وقت شناسي،شجاعت،خطر كردن در مسايل  و تجسس و كنجكاوي علمي را براي ما نياوردند... آنها فقط بي بندو باري جنسي را وارد كشور كردند.ملت ما در طول هزاران سال دوران اسلامي، داراي مبادلات جنسي يعني رعايت هاي مربوط به زن و مرد بود... اروپايي ها كه هميشه و در تمام مدت شب و روز ميخانه و مي گساري هايشان بر قرار بود مي خواستند اين عادت شوم و فاسد را وارد جامعه ما بكنند .

در تهاجم فرهنگي دشمن نقطه اي از فرهنگ خود را به اين ملت مي دهد و وارد اين كشور مي كند كه خود مي خواهد و معلوم است كه دشمن چه چيزي را مي خواهد. اگر در بحث تبادل فرهنگي ملت فراگيرنده را  به آدمي تشبيه كنيم كه مي رود در كوچه و بازار تا غذا و داروي مناسبي را تهيه و آن را مصرف كند،در بحث تهاجم فرهنگي بايد ملت مورد تهاجم را به بيماري تشبيه كنيم كه به زمين افتاده و نمي تواند حركتي انجام دهد و دشمن مي آيد و آمپولي را به او تزريق مي كند معلوم است آمپولي را كه دشمن به او تزريق مي كند چيست.

تبادل فرهنگي از طرف ماست ولي تهاجم فرهنگي از طرف دشمن انجام مي شوند تا فرهنگ خودي را ريشه كن كند تبادل فرهنگي خوب است ولي تهاجم فرهنگي بد است تبادل فرهنگي در روزگار قوت و توانايي يك ملت است تهاجم فرهنگي در روزگار ضعف يك ملت است.

ابعاد تهاجم فرهنگی را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ׀ موضوع: موضوعات اجتماعی ׀ لینک به این مطلب ׀

تهاجم فرهنگی مشکلی که مورد توجه واقع نشد(قسمت اول)

تهاجم فرهنگي چيست؟

معناي تهاجم فرهنگي: حركتي است مرموزانه حساب شده همراه با برنامه ريزي دقيق و با استفاده از شيوه ها و ابزار و امكانات متعدد، براي سست كردن باورها،دگرگوني ارزشها ،انحراف انديشه ها تغيير و تبديل آداب سنن و نابودي اصول اخلاقي حاكم بر يك جامعه .

استاد شهيد مرتضي مطهري مي گويد : تمام تلاش كشورهاي استعمارگر در بريدن و پاره كردن بندهاي وابستگي فرهنگي يك ملت و به ميراثهاي فرهنگي خويش است.

به عبارت ديگر تهاجم فرهنگي عبارت است از پوچ وپوك وتهي كردن تفكر وذهنيت وفرهنگ وتمدن ملي واصيل يك جامعه وتضعيف شخصيت انساني افراد آن با تحميل ترس و هراس دائم  تحميل اصول فكري وفرهنگ كشور مهاجم به جاي ان واين جز با از دست دادن خويشتن و از دست دادن پايه هاي فكري و اخلاقي اصيل وملي صورت نمي گيرد.

 

تفاوت تبادل فرهنگي و تهاجم فرهنگي

برخي افراد و جريانهاي مشكوك ،مسئله دار ويافريب خورده كه به تعبير رهبر معظم انقلاب نقش«ستون پنجم»دشمن را در اين تهاجم فرهنگي بازي مي كنند،براي انحراف اذهان عمومي وبه ويژه به قصد خام وخواب نمودن دست اندر كاران امور فرهنگي،ويا به منظور توجيه برخي عملكردها ونقطه نظرات وانديشه هاي خويش،وجود جرياني حساب شده وبا برنامه از پيش تعيين شده به نام تهاجم فرهنگي را انكار نموده و آن رايك نوع تبادل فرهنگي كه همواره در ميان ملتها صورت مي گرفته قلمداد مينمايند...

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 ׀ موضوع: موضوعات اجتماعی ׀ لینک به این مطلب ׀

فرازهایی از وصیت های اخلاقی امام خمینی (ره) به فرزندش احمد خمینی
گوشه ای از این وصیت چنین است:

فرزندم احمد خمینی
با قرآن این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو.اگرچه با قرائت آن...
وراهی به سوی محبوب باز کن و تصور نکن که قرآن بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه ی شیطان است...
آخر این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس و نامه ی محبوب محبوب است اگرچه عاشق و محب مفاد آن را نداند و با این انگیزه حب محبوب به سراغت آید و شاید دستت بگیرد...
ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانه ی این که قرآن کتاب ماست به سجده برویم از عهده بر نیامده ایم...

پسرم
از وصیت های من به تو-که از نعمت جوانی برخورداری- آن است که معاشران خود و دوستان خویش را از اشخاص وارسته و متعهد و متوجه به معنویات و آنان که به حب دنیا و زخارف آن گرایش ندارند و از مال و منال به اندازه ی کفایت و حد متعارف پا بیرون نمیگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نیست و از اخلاق کریمه برخوردارند انتخاب کن که تاثیر معاشرت در دو طرف صلاح و فاسد اجتناب ناپذیر است و سعی کن از مجالسی که انسان را از یاد خدا غافل می کند پرهیز نمایی که با خو گرفتن به این مجالس ممکن است از انسان سلب توفیق شود که خود مصیبتی است جبران ناپذیر.

پسرم
نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت شاهد گسستن از حق...
میزان در اعمال انگیزه های آنهاست.چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر با آنچه مناسب اوست چون خودبینی و خودخواهی و غرور و عجب و بزرگ بینی و تحقیر خلق الله و شرک خفی و امثال آنها او را از حق دور و به شرک میکشاند...
و چه بسا متصدی امور حکومت  که با انگیزه ی الهی به معدن قرب حق نائل میشود.چون داوود نبی و سلیمان پیامبر(علیهماالسلام) و بالاتر و والاتر چون نبی اکرم(صلوات الله علیه) و خلیفه ی برحقش علی ابن ابیطالب(علیه السلام) و چون حضرت مهدی(ارواحنا فداه) در عصر حکومت جهانی اش...
پس میزان عرفان و حرمان انگیزه است...
هرقدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیک تر باشند و از حجب وارسته تر به مبدا نور وابسته ترند تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است...

نویسنده: سعید ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 ׀ موضوع: ولایت فقیه و نظام سیاسی اسلام ׀ لینک به این مطلب ׀

عاشورا در ساختار معرفتی استاد مطهری(قسمت دوم)
ساختار معرفتی استاد مطهری و دستگاه معرفتی ناقد

ساختار معرفتی استاد مطهری و مبانی دین‏شناسی وی، تداوم مبانی معرفتی مرحوم ملاصدرا در جمع میان عرفان و برهان و قرآن است. با این تفاوت که مرحوم مطهری، علاوه بر عنایت کامل به ارکان معرفتی سه‏گانه، در بعد اجتماعی، حماسی، اطلاعات برون‏دینی و رویکرد جامع به پدیده‏های زمان و رخدادهای زمانه نیز برجسته بوده است که از مجموعه این اصول می‏توان به «اصول مکتب نوصدرایی» تعبیر نمود.

کتاب حماسه حسینی، مانند سیره نبوی و سیره ائمه اطهار او، بر اساس مکتب و ساختار معرفتی ایشان نوشته شده است. اصولاً عاشوراپژوهی مبتنی بر رازمداری و راززدایی که تمامی عرصه‏های عاشوراشناسی را تحت سیطره خود قرار داده بود، با عاشوراشناسی استاد مطهری وارد مرحله نوینی می‏شود که با دو مشرب و جریان فکری افراطی و تفریطی پیش از خود تمایز و اختلاف بنیادین دارد. حماسه حسینی استاد مطهری در صدد آن نیست که عاشورا را به عنوان یک رخداد بریده از زندگی اجتماعی و رابطه صرف میان عاشق و معشوق قلمداد کند، هم‏چنان که در مکتب نوصدرایی او رخداد عاشورا عرصه نمایش یک متفکر عاقل صرف همانند صدها عاقل فرزانه متعارف و یا انقلابی و مجاهد عادی دیگر نیست. در مکتب معرفتی مرحوم مطهری میان دین و دنیا و عقل و عشق و عرفان و فیزیک و متافیزیک رابطه ناگسستنی و منطقی حکم‏فرماست. در نگرش او، شخصیت‏های ربانی و الهی دارای منطق خاص و سبک زندگی خاصند؛ همان‏گونه که خردورزی آنان، عرفان آنان و حماسه آنان از نوع خردورزی فیلسوفان یا سیاستمداران و عرفان صوفیان و حماسه کشورگشایان نیست. در نگرش او، شخصیت امام حسین(ع) به همین دلیل الگو است وگرنه عقلا و مبارزان دیگری که می‏توانند الگو باشند، کم نیستند. آن‏چه که آن حضرت را الگوی بی‏نظیر و بی‏همتا می‏سازد صرفا همین شخصیت منحصر به فرد اوست.

استاد مطهری بر اساس ساختار معرفتی یادشده به تحریف‏شناسی عاشورا می‏پردازد، زیرا از دیدگاه او، در منطق انسان کامل و ربانی، رفتارهای ضدعقل و تناقض‏آمیز محکوم و مردود است؛ همان‏گونه که انسان ربانی دارای علم و فهم برتر است...


ادامه مطلب
نویسنده: سعید ׀ تاریخ: شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ׀ موضوع: اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ׀ لینک به این مطلب ׀

درباره وبلاگ

سلام به شما کاربر عزیز
امیدوارم مطالبی که تو این وبلاگ مطالعه میکنین براتون مفید واقع بشه.
راستی.......
نظر یادتون نره


لینکهای روزانه

جستجوی مطالب


© All Rights Reserved to beheshtiane-zamin.Blogfa.com / :